گلهای رز زرد و قرمز
الان در حالی دارم مینویسم که گلدون روی میز پر از گلهای زرد و قرمز خیلی خوشگلیه که دیروز اوردیم. دیروز رفته بودیم باغ پدر مستر و اینارو از باغچه ی خونشون چیدیم. الان میفهمم شرایط توی دوست داشته ها و دوست نداشته های آدمم تاثیر داره، چون قبل از اینکه ازدواج کنم و خونه داشته باشم تمایلی به گل نداشتم چون جایی واسه گذاشتنش نداشتم جوری که از دیدنش لذت ببرم. هروقت گلی بهم میدادن میذاشتمش کنار و پژمرده میشد. اما الان عاشق اینم که همیشه گل داشته باشم. گلهای قشنگ که بذارم تو گلدون روی میز و ازش لذت ببرم. آره دوستان شرایط حتی احساسات رو هم به آدما تحمیل میکنه. وقتی خوابگاه بودم یا خونه ی مجردی الکی داشتم شرایط میگفت گل دوست نداشته باش اما الان شرایط با تمام وجود داد میزنه وای این گلها توی گلدون روی میز با تم توسی آبی خونه با چوبهای خودرنگ راش چقدر قشنگه. از این به بعد بیشتر سعی میکنم آدمارو از جنبه ی شرایطشون درک کنم نه صرفا از جنبه ی منطق.