یادم میاد توی سریال، saul با پولی که به عنوان رشوه از کِتِلمنها گرفته بود میخواست یه خونه ی بزرگ و قشنگ را اجاره کنه و به عنوان دفتر کارش استفاده کنه. خب بعدش اون قضایا پیش اومد و مجبور شد اون پولارو پس بده و نتونست اون خونه رو بگیره. یه روز رفت توی اون خونه خالی و خیلی اندوهگین بود و طبق معمول همیشه ش شروع کرد به لگد زد به این ور و اونور از عصبانیت. تو همون حالتی که داغون بود تلفنش زنگ خورد و اون حالتش خیلی ناراحت کننده بود که سعی کرد خودشو پشت تلفن نرمال نشون بده. تلفنشو جواب داد و طبق معمول گفت شما با دفتر وکالتی جیمز مک گیل تماس گرفتید به کدوم بخش وصلتون کنم (در واقع سال برای اینکه دیسیپلین و کلاس و حفظ کنه خودش ادای منشی هم در میاورد). حالا دفترش کجا بود؟ یه اتاق کوچیک ته سالن یه مرکز زیبایی مانیکور پدیکور زنانه.

همه ی این‌رو گفتم که بگم چقدر سخته زندگی کردن تو این دنیا در قالب یه بزرگسال. الکی وانمود میکنی همه چیز روبراهه...