گذر روزها
از دیروز صبح یه کار خیلی خوب انجام دادم. اول اینکه همه کانال های خبریمو حذف کردم و دیگه نمیخوام هیچ اخباریو دنبال کنم. مگه اینکه چیزی خودش پیش بیاد و جلو چشمم بیاد. واقعا دنبال کردن اخبار سلامت روانیمو به هم ریخته بود و حالم اصلا خوب نبود. اما حتی با اینکه یک روزه پیگیری نمیکنم حالم بهتر شده.
از لحاظ جسمی و روحی و تغییرات هورمونی، روزها حال بهتری دارم و شبها یکم بدترم. هرچند به طور کلی به سختی غذا میخورم و غذا خوردن و اون حالت تهوع بعدش برام خیلی سخته. هفته ی دیگه نوبت دکتر میگیریم و به دکتر میگم، امیدوارم بتونه برام کاری کنه.
دیشب مستر جان خیلی دیر اومد و انقدر خسته بود که حس و حال هیچی نداشت. براش قرمه سبزی درست کرده بودم و با خودم گفتم حتما خسته میاد خونه و بوی قرمه سبزی و لیونی امانی توش حس خوبی بهش میده، یه عالمه هم سالادشیرازی که خیلی دوست داره درست کرده بودم. اما خب وقتی اومد انقدر خسته بود که حال واکنش به این چیزارو نداشت. اگه میذاشتی همونجا بیهوش میشد. غذا خوردیم و یکم انیمه دیدیم و بعدش خوابیدیم. حتی امروز صبح خواب مونده بود من بیدار شدم و صداش زدم که بره سرکار.
خودمم این روزها مدرسه رفتن خیلی برام سخت شده. حس و حال و انگیزشو ندارم. من همیشه از کلاس مجازی متنفر بودم اما این چند روزه همش دعا میکنم حداقل یه روز مجازی بشه اما متاسفانه نمیشه. خیلی خیلی خیلی احساس خستگی دارم. حتی خونه رو هم تمیز نکردم و این خیلی رو مخمه.