از سرکار که برمیگردم انقدر خسته ام که حال ندارم تکون بخورم. همه ی ظرفهای دیشب تو سینک مونده. شام نپختم.خونه حسابی کثیف شده و جارو میخواد. سرامیکها باید تِی کشیده بشه انقدر دیگه تِی نکشیدم که کف پامو کثیف میکنه. سبزی شامو باید پاک کنم. تازه یه سری کارا هم که خورده ریز هست بماند. میزان دستمال میخواد. گاز باید تمیز شه. وااای از این همه کار و این همه خستگی. این دوره زمونه کسی هم مورد اعتماد نیست که ادم بیاره خونه ش یه چندتا کارو انجام بده.

کاش یه ادم مطمئن می‌شناختم