مقدمات خورشت بامیه رو آماده کردم و بی صبرانه منتظرم شام حاضر بشه. هنوز درست نشده دلم ضعف رفته براش، چند وقت بود حسابی حوسشو داشتم ولی بامیه اینجا نیومده بودم.
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد ۱۴۰۵ ساعت 18:8 توسط نازلی
|
اینجا نازلی می نویسید دخترِ بهار و مستِ پاییز وبلاگم زاده ی کویر است پدرم به آسمان رفت و مرا نبُرد