دلم هوس حلوا کرده بود، حلوارو با شیره انگور درست کردم کمی گلاب و هل هم ریختم اما زعفرون نریختم. ولی یه سرچی که تو نت زدم گویا همینم خوردنش زیاد توصیه نشده به خاطر طبع گرمی که داره ممکنه خطرناک باشه ولی من خوردم چون خیلی دلم میخواست.

مستر جان امروز زودتر راه افتاده و به زودی میرسه، برای امشب شام درست نکردم و قراره املت بخوریم‌. فردا صبح هم باید برم آزمایش مقاومت گلوکز یا همون دیابت بارداری بدم. بعدش قراره از راه بریم سیسمونی سر بزنیم. ذوق دارم برای خریدن وسیله های نی نی.

امروز بالاخره تصمیمو گرفتم. میخوام دوباره جدی آلمانی بخونم حتی اگه ازش در راستای مهاجرت استفاده نکنم هم میخوام ادامه بدم و بخونم. فقط نگرانم که خب پس انگلیسیو چیکار کنم. اینم شده یه چالش برام. عجب گیری افتادیم...