همسر جان
مستر جانم دیشب حس کرده بود من ناراحتم. هرجور شده کلی وقت و انرژی گذاشت و از دلم درآورد. برای همین هست که زندگیمو و مسترجانو خیلی دوست دارم و بهم گفت از این بعد دیگه حواسش بیشتر هست.
امروز رفتیم برای تودلی یه سری دیگه از وسایلشو خریدیم. هرچی میخریم تمومی نداره....
امروز قنداق فرنگی، سرویس خواب مسافرتی، پتو دورپیچ، پیش بند اضافه، ساک لوازم، جغجغه ، شیر دوش خریدیم. تقریبا دیگه خریدامون داره تمام میشه . شاید یه بار دیگه بریم بقیه شم تموم بشه
+ نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵ ساعت 16:52 توسط نازلی
|